toranj.kateban.com , Dr. Mohsen Jafari Mazhabs articles on Islamic documents and manuscripts.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • خرداد
  • تير
  • شهريور
  • آبان
  • بهمن
  • ۱۳۸۶
  • ارديبهشت
  • تير
  • شهريور
  • آخرین نوشته ها
  • فرصتي هم به ديگران
  • پايگاهي اطلاع رساني براي بهره نبردن كاربر
  • بر چاپار Word
  • کریستن سن و خرید نسخه های شرقی
  • دستخط فارسي آرمينيوس وامبري
  • كتابخانة ملي در دائره المعارف كتابداري
  • همچنان مشغول استخراج و صدور سند
  • آيا معرفي سند و نسخة خطي از قيمت آن خواهد كاست؟!
  • آرشيو و مارشيو
  • درگذشت خانم موکمینووا

  • سایت های دیگر
    برای ما بنویسید

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۱۶۶۰ نفر
    کاربران حاضر : ۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۷
    بازدید از این یادداشت : ۹۹۶ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/03/7

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    فرصتي هم به ديگران

    نسخه قابل چاپ

    مي دانيم كه سازمانهاي علمي - پژوهشي ، مانند همة نهادهاي دولتي و غيردولتي ديگر، همواره فرصتهايي براي اعزام پرسنل به مراكز مشابه يا فرصتهاي علمي – تفريحي دارند كه در قالب اجلاسهاي جهاني و منطقه اي ، سالانه يا دو سالانه، در قالب پروتوكولهاي دوجانبه يا مأموريت دولتي، ... بدست مي آيد. حق نانوشته و اما شناخته شدة مديران ارشد است كه از اين فرصتها بهره برند. رئيس سازمان، معاون، مشاور، مديركل، رئيس اداره، كارمند خوب، ... بترتيب از اين موهبتها بهره ميبرند. نه انتظار داريم از اين حق عرفي چشم پوشند و به كارمندان مرتبط با فرصت بسپارند و نه قصد موعظه هاي اخلاقي دارم. اما جالب است كه اين حق نانوشته، حتي به نشستها، همايشها، و مأموريت هاي ملي، استاني، و حتي شهرستاني نيز سرايت كرده است. اگر كسي به اجلاسي يا همايشي در تهران هم دعوت شود يا خود ميرود و اگر نتواند برود كسي را هم بجاي خود نمي فرستد. يا كسي را مي فرستد كه نتواند از آن تجربه در كار اداري اش بهره برد.

    در هفتة گذشته دو تجربه در اين زمينه بدست آوردم :

    1: براي شركت در فرصتي بي نظير براي آموزشي علمي، از مسئولي درخواست كردم كه 2 نفر را به من معرفي كند. اول خودش را معرفي كرد. براي انجام كار پذيرفتم. دو نفر ديگر را خواستم. دو نفر را معرفي كرد: يكنفر حق مدير و يكنفر با قرعه كشي از ميان كارشناسان. آن را هم پذيرفتم. از سوي مدير كسي معرفي شده بود كه قرار است 2 ماه ديگر بازنشسته شود. باستناد ديده هاي خودم و سياهة حضور و غياب دوره، ايشان در همة دوره حاضر نبود. البته يكي از كارشناسان كه از قرعه كشي راضي نبود با من تماس گرفت و با اصرار زياد خود را به آن نشست دعوت كرد. البته پذيرفتم. زيرا بنظر من در اين زمانه، كارمندي كه اصرار در شركت در كلاسي آموزشي را داشته باشد بايد قدر شمرد. او هم در تمام دوره را شركت كرد. جالب آنكه براي هردو نفر، يك جور مدرك صادر شد.

    2 : براي ميزگردي دعوت شدم كه بدلايلي نمي توانستم در آن حاضر گردم. از مديري خواستم كه خانم فلان را بجاي من مأمور كند تا در آن ميزگرد شركت كند. اما ايشان مي خواست آقاي بهمان شركت كند، آنهم بشرطي كه من نامه اي نوشته و خواهش كنم. آن خواهشنامه را ننوشتم و از آن خانم خواستم با استفاده از مرخصي استحقاقي در آن ميزگرد شركت كند كه شركت كرد و گزارش مفيدي نيز داد.    

    ارسال شده توسط محسن جعفرى مذهب در تاريخ دوشنبه 19 شهريور 1386 ساعت 1:16 بعدازظهر (نظر بدهید)


    لینک ثابت این یادداشت:



     
    ارسال نظر

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    
    
    toranj.kateban.com -- copyright: 2006 © -- Powered by kateban.com